خانه گزارش خبر برگزیده گوناگون روزنه دریچه لينک تماس درباره سايت جستجو
lupe

ایجاد فضای وحشت وترس درمیان روزنامه نگاران مستقل وفعالان سیاسی و مدنی در کردستان

٢٢.١٠.٢٠٠٨

مسعود کردپور  روزنامه نگار کرد زندانی

هدایت غزالی و صباح نصری دو دانشجوی کرد زندانی

در هفته های اخیر گروهها و انجمن های حقوق بشری در ایران خبر از ترور  دو روحانی اهل سنت در مناطقی از کردستان ایران داده اند. فعالان حقوق بشر در ایران در تاریخ یازده شهریور در اطلاعیه ای نوشتند که دو روحانی اهل سنت در کردستان، ملا ابوبکر قادریانی  در پیرانشهر و ملا ابوبکر تینا در مهاباد، ترور شده اند. افزون براین ، خبرهایی از مرگ های مشکوک وترور فعالان ساسی ومدنی  کرد میرسد . به موازات خبرهایی از این دست ، در تماسی که با برخی از روزنامه نگاران مستقل و فعالان مدنی و حقوق بشری در ایران داشتم یکی از آنها به من گفت" این روز ها عجیب سایه ترس از دستگیری روی سر همه ما سایه انداخته ؛ بخصوص ترس ازاینکه این روند تا به جایی ادامه داشته باشد که هیچ  کسی نماند که اخبار دستگیری و سرکوبی کردها را انعکاس دهد".  به دنبال این گفته ، با روزنامه نگار و فعال حقوق بشر کرد آسو صالح تماس گرفتم و با اوگفتگویی انجام دادم.  
 
 
 

آقای صالح در روزهای اخیر برخی از فعالان مدنی در ایران مطرح می کنند که پیگردها در کردستان شدت گرفته و یک سایه ای از وحشت وترس در این منطقه ایجاد شده است . شما علت را در چه میدانید؟

سابقه اين مسئله به چند سال اخير باز مي گردد كه رسانه هاي ايراني در خارج از كشور فعال شده اند و با نيروهاي فعال در داخل كشور ارتباط دارند. در همين راستا، افراد زيادي به اتهام ارتباط با بيگانگان محكوم شدند.

در كردستان نيز روزنامه نگاري داشتيم به نام اجلال قوامي كه يكي از اتهامات او، ارتباط و صحبت با خبرگزاري هاي خارجي بود. او به همين اتهام به سه سال زندان محكوم شد و چندي پيش براي مرخصي آزاد شده است.

آقاي مسعود كردپور نيز در حال حاضر در سلول انفرادي زندان مهاباد به سر مي برد و مهمترين اتهام او، مصاحبه با خبرگزاري ها و تلويزيون هاي بيگانه است.

مجموعه اين عوامل سبب مي شود كساني كه داخل كشور فعال هستند، بسيار محتاطانه تر با رسانه هاي خارجي ارتباط برقرار كنند، حتي در ارتباط با خبرگزاري ها و خبرنگاران مستقل در خارج از كشور.

خوب این وضع در گذشته هم بوده ولی چرا الان شدت گرفته است؟

در گذشته، راديو و تلويزيون هايي وجود داشتند كه به ظاهر مستقل بودند، هر چند از سوي دولت هاي خارجي حمايت مي شدند؛ راديو هاي فارسي زباني مانند بي بي سي و راديو آلمان كه در زمينه هاي فرهنگي و سياسي فعاليت مي كردند و از سوي دولت هاي خارجي راه اندازي شده بودند.

 ولي در چند سال اخير، بعضي از احزاب و سازمان هاي اپوزيسيون ايران دست به تأسيس راديو، تلويزيون و وب سايت زده اند. به همين دليل ارتباط با اين گونه رسانه ها، مشكلات زيادي را براي روزنامه نگاراني كه فقط از جنبه روزنامه نگاري و اطلاع رساني با آنها ارتباط دارند، به وجود مي آورد.

منظورتان این است که خط قرمز طولانی تر و پررنگترشده؟ چون قبلا  ارتباط با دوسه رسانه خارج از کشور خط قرمز بود ولی حالا تعداد رسانه هایی که اجازه صحبت با آنها نیست ظاهرا افزایش یافته است.

بله همين طور است. جمهوري اسلامي معتقد است هيچ اپوزيسيوني وجود ندارد. در حالیکه 

ما اكنون در زمينه مسايل كردستان بيشتر فعال هستيم و بيش از چهار تا پنج حزب داريم كه عقايد و اهداف خاص خود را دارند. اين در حالي است كه جمهوري اسلامي، هميشه منكر وجود احزاب اپوزيسيون بوده است و در نتيجه، رسانه هاي آنها را به رسميت نمي شناسد.

رسانه هايي در خارج از كشور كه احزاب سياسي يا برخي سازمان ها از آنها حمايت مي كنند، از دو جنبه قابل بررسي هستند. اول از نظر خط فكري سياسي، كه به طور مستقيم از طرف حزب يا سازمان به آنها القا مي شود و دوم از جنبه روزنامه نگاري. جمهوري اسلامي هميشه به خط فكري اين رسانه و سازمان ها يا احزابي كه حامي آنها هستند، توجه مي كند. بنابراين ارتباط با اين رسانه ها، ارتباط با حزب يا سازمان سياسي تلقي مي شود و چنين ارتباطي از ديدگاه جمهوري اسلامي، جرم سنگيني است.

 یکی از روزنامه نگاران مستقل کردی  که در زندان بسر می برد همانطور که اشاره کردید آقای مسعود کردپور است از او چه خبری دارید ؟

آقاي كردپور متاسفانه چند روز است كه در سلول انفرادي به سر مي برد و حتي وكيل او، آقاي جمالي، موفق نشده است از نزديك موكل خود را ببيند و در حال حاضر از سرنوشت آقاي كرد پور هيچ اطلاعي در دست نيست.

دادگاه انقلاب مهاباد درهفته گذشته، حكم يك سال حبس تعزيري را براي آقاي كردپور صادر كرده است. در حالي كه تنها اتهام او، روزنامه نگاري و ارتباط با رسانه هاي خارج از كشور است.

 آقاي كردپور در زمينه مسايل كردستان به ويژه مسايلي كه در صحنه هاي بين المللي با ايران و عراق و ناحيه كرد نشين آنها مربوط است و همچنين حقوق بشر در داخل ايران بسيار فعال بود و در اين زمينه اطلاع رساني مي كرد.

 اين فعاليت ها سبب شده است كه او نيز مانند بسياري از فعالان ديگر در زندان به سر برد، از جمله آقاي كبودوند كه با اتهامي مشابه به 11 سال زندان محكوم شده است.

 وضع جسمی اقای محمد صدیق  کبودوند رنیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان هم گفته مشود که نامساعد است درست است؟

متاسفانه آقاي كبودوند در وضعيت جسمي بسيار بدي قرار دارد. فشار روحي از سوي بازجوها و مسئولين زندان، وضعيت خانوادگي و اتهاماتي كه از سوي اپوزيسيون جمهوري اسلامي به او وارد مي شود، باعث شده كه در وضعيت بسيار بد روحي نيز قرار گيرد. او يك نامه سرگشاده را منتشر كرده است، مبني بر اين كه به اتهام تجزيه طلبي از سوي رسانه هاي خارجي نيز مورد بي مهري قرار گرفته است.

آقاي كبودوند فقط يك فعال حقوق بشر بود. در گزارش هاي منتشر شده از طرف سازمان «دفاع از حقوق بشر كردستان» كه توسط خود او و دوستان ديگر تاسيس شده بود، نه تنها از جمهوري اسلامي و جامعه ايران بلكه از احزاب كرد و اپوزيسيون نيز انتقاد مي كرد. اين مسئله نشان مي دهد كه دغدغه او، فقط حقوق بشر است نه تجزيه طلبي.

اتهام تجزيه طلبي از سوي كساني به او وارد مي شود كه همان توهم توطئه اي را دارند كه سال هاست جمهوري اسلامي نسبت به فعالان كرد دارد.

 

اقای صالح پرونده دو دانشجوی کرد زندانی ،هدایت غزالی و صباح نصری چطور است ؟  خبرها حاکی بود ، هدایت غزالی بعد از اعتصاب بشدت  بیمار شده است؟

  

در روز جهاني «زبان مادري» در سال 86 ، تجمعي از سوي دانشجويان كرد و دفتر تحكيم وحدت در دانشگاه تهران برگزار شد. اين دو دانشجوي كرد در اين تجمع بازداشت شدند و اكنون نزديك به دو سال است كه در زندان به سر مي برند.

 اتهام آنها چاپ يك روزنامه به نام «روژامه» در دانشگاه تهران بود و به اين اتهام به دو سال حبس تعزيري محكوم شدند.

اين دو دانشجو در اعتصاب غذاي فعالان سياسي و مدني، كه بيش از 45 روز به طول انجاميد، شركت كردند.  به خصوص آقاي هدايت غزلي، مدت 45 روز فقط آب و مايعات مي خورد و درنتيجه از ناحيه دستگاه گوارش دچار مشكلاتي شد و تا مدتي بعد از اعتصاب غذا نيز نمي توانست غذا بخورد.

افرادي كه تجربه اعتصاب غذا را داشتند و ماجرا را پيگيري مي كردند، معتقد بودند كه او نياز به عمل جراحي دارد. ولي متاسفانه به جاي انتقال به بيمارستان، او را به سلول انفرادي زندان اوين در بخش 209 منتقل كردند. وضعيت جسمي او بسيار وخيم است.

 

خبری این رو زها منتشر شده که یونس بادسار فعال  از فعالان سیاسی کرد یکسال است که خانواده او از وضعیت او در زندان اطلاعی ندارند . چطور شده که آنها یکسال است بی خبر ماندند ولی حالا خبرش را منتشر کردند؟

 

افراد زيادي در زندان ها به سر مي برند، ولي هيچ كدام از فعالين داخل و خارج از كشور با آنها ارتباط ندارند و خبري از آنها در دست نيست. مگر اين كه افرادي مانند حبيب الله لطيفي يا آقاي محمد حسن زاده در زندان مهاباد زير بازجويي كشته شوند تا متوجه شويم افرادي وجود دارند كه به اتهام سياسي در زندان به سر مي برند.

 آقاي یونس بادسار  نمونه ديگري است كه روز 11 بهمن سال 86 در حوالي شهر مريوان بازداشت شد. اتهام او مشخص نيست و از سرنوشت او هيچ اطلاعي در دست نيست. خانواده او بارها به اداره اطلاعات و زندان مريوان و زندان سروآباد كه يك زندان امنيتي است، مراجعه كرده اند ولي هنوز هيچ جوابي نگرفته اند و حتي نمي دانند فرزندشان در كجاست.

آیا بالاخره روشن شده که علت مرگ اشرف حسین پناهی چه بود که حدود یک ماه پیش اعلام شد در تصادف کشته شده ولی رخی میگویند ترور شده است؟

 

اشرف حسين پناهي، برادر انور حسين پناهي بود كه كارهاي مربوط به پرونده انور حسين پناهي را دردادگاه و دادسرا پيگيري مي كرد، زيرا خانواده انور پير هستند و سواد زيادي ندارند. انور حسين پناهي، معلمي است كه به اتهام محاربه و ارتباط با احزاب اپوزيسيون كرد به اعدام محكوم شده است.

بعد از اين كه خبر حكم اعدام انور حسين پناهي، انعكاس گسترده اي در رسانه ها پيدا كرد و خانواده او چند بار با رسانه ها گفت وگو كردند، ماموران امنيتي خانواده ها را تهديد  می كردند كه از گفت وگو با رسانه ها پرهيز كنند.

اشرف حسين پناهي، روزي كه مي خواست از روستاي خود در اطراف دهگلان براي دادگاه برادرش به طرف سنندج برود، در حالي كه مدارك مربوط به دادگاه و به ويژه يك نامه سرگشاده براي مجامع جهاني را با خود داشت، در بين راه يك تصادف مشكوك براي او اتفاق افتاد و بعد از انتقال به بيمارستان سنندج، در اثر مرگ مغزي جان خود را از دست داد. البته مدرك قانوني مبني بر قتل او در دست نيست، ولي گمان اين مسئله مي رود.

اين پرونده مبهم است و تا كنون اقدامي براي آن انجام نشده است زيرا خانواده او مشغول رسيدگي به كارهاي آقاي انور حسين پناهي هستند. همچنين دونفر از افراد خانواده آقاي انور حسين پناهي كه مسايل مربوط به پرونده را دنبال مي كردند، بازداشت شده اند. يكي از آنها بعد از يك ماه با قرار وثيقه آزاد شد و ديگري به نام شمس الدين حسين پناهي هنوز در زندان به سر مي برد.

البته لازم به يادآوري است اين قتل زماني اتفاق افتاد كه هم زمان در شهر سنندج و مهاباد،  دو تن از فعالين مدني به صورت مشكوكي به قتل رسيده بودند. پس از آن نيز دو روحاني در پيرانشهر و مهاباد به قتل رسيدند. يعني در عرض ده روز، اين قتل ها در كردستان اتفاق افتاد.

اتهام آقای امجد حسین پناهی چی بوده که به اعدام محکوم شده با جریان سیاسی خاصی همکاری داشته است؟

اتهام آقاي انور حسين پناهي، ارتباط با حزب «كومه له» است. انور اين اتهام را رد كرده است. زماني كه او بازداشت شد، خبرهايي منتشر گرديد مبني بر اين كه هيچ مدركي براي اثبات اين اتهام در پرونده وجود ندارد. به همين دليل اداره اطلاعات سنندج، چهار تن از كساني را كه با اين اداره ارتباط داشتند و در همان شهر آقاي انور حسين پناهي زندگي مي كردند، به اجبار وادار مي كند از آقاي حسين پناهي شكايت كنند.

 اين ماجرا بعد از صدور حكم بدوي و قبل از صدور حكم تجديد نظر انجام گرفت. اين چهار تن، گزارش دادند كه انور حسين پناهي با حزب «كومه له» در ارتباط بوده است. به جز اين گزارش، هيچ مدرك ديگري در پرونده وجود ندارد.

      

 

 

   

نظرخواهی

نام
ایمیل
متن
وب سایت تهیه از انعکاس نظر هایی که به فرد یا افرادی توهین شده باشد وپیام هایی که آدرس فرستنده مشخص نیست، معذور است

چاپ کنید    برای دوستان خود بفرستید

1318

RSS FEAD Layout by Raheleh Asgarizadeh | Programming by behrang alavi | copyright 2007/2008 Shirin Famili, info@tahieh.net LOGIN