خانه گزارش خبر برگزیده گوناگون روزنه دریچه لينک تماس درباره سايت جستجو
lupe

صدور حکم اعدام برای شیرکوه معارفی پس از یک جلسه دادرسی

٠٩.٠١.٢٠٠٩

دادگاه انقلاب سنندج برای شیرکوه معارفی فعال سیاسی کرد حکم اعدام صادر کرده است. به گفته وکیل او این حکم ظرف سه ونیم ماه پس از بازداشت او وپس از یک جلسه محاکمه صادر شده است. شیرکوه معارفی حدود 30 سال داردو شغل او کارگری (شیرینی پزی) است. وکیل تسخیری او لقمان رایزن است .او در مصاحبه ای به من می گوید موکلش به دلیل شرایط اقتصادی بسیار نا مناسب و بیکاری که گریبانگیر بسیاری از خانواده ها در این منطقه است به کردستان عراق رفته و برای گرفتن اجازه اقامت به گروه مخالف جمهوری اسلامی کومله پیوسته است. صحبت های لقمان رایزن درباره شرایطی که موکل او در آن قرار گرفته است و دست به اقدامی زده که محارب در قوانین ایران تعریف می شود و نحوه رسیدگی به پرونده او در محاکم جمهوری اسلامی ایران قابل تامل است.

آقای رایزن ، موکل شما شیرکوه معارفی کی و چگونه بازداشت شد؟

 در تاریخ 87.7.9 موکل بنده به همراه هفت تن از اعضای گروهک کومله از طریق مرز عراق وارد ایران شده و دستگیر می شود. بنا به اظهارات صریح موکلم هیچ درگیری صورت نگرفته و موکل بنده خودش به اختیار تسلیم شده است. البته اظهارات مامورین امنیتی و اطلاعاتی که ایشان را دستگیر کرده اند چیز دیگری است. ایشان می گویند که درگیر شده و در حین درگیری دستگیرش کرده اند. اساسا این مبنای درستی ندارد و اقرار موکل بنده و شاهدان و کسانی که در آن روستا ناظر قضیه بوده اند این را تایید می کند که موکل بنده شخصا تسلیم شده و بعد بازداشتش کرده اند . اینگونه نبوده که در حین درگیری ایشان توانایی در گیری نداشته باشد و غافلگیرش بکنند و دستگیرش بکنند. بعداو تحت تحقیقات و بازجویی های مقدماتی قرار گرفته است و اتهام محاربه و حمل و نگهداری اسلحه جنگی غیر مجاز و ترددغیر قانونی از مرز به ایشان تفهیم می شود.

 یعنی اقای معارفی با اسلحه دستگیرشده و به عنوان محارب براساس قوانین جمهوری اسلامی مجرم شناخته شده است؟

 بله. ایشان در حین دستگیری اسلحه و مهمات به همراهشان بوده هر چند که خود ایشان به اختیار اسلحه و مهمات را روی زمین می گذارند و تسلیم می شوند . کیفر خواستی که برای موکل من صادر شده سه اتهام در آن قید شده است. این کیفر خواستی است که دادستان تنظیم می کنند با خواست صدور مجازات برای شخص متهم . این کیفر خواست حاوی مطالبی است که در دادگاه در خواست می شود. اتهام اولشان محاربه بوده و محاربه هم چون جزو حدود الهی است مشخص است و هم در قرآن و هم در شرع به تفصیل در مورد آن امده است و مصادیق مجازات و راه های اثباتش مشخص است. اتهام دیگر ایشان حمل و نگهداری اسلحه جنگی غیر مجاز و تردد غیر قانونی از مرز است .

 شما به عنوان وکیل چه ایراد حقوقی به این پرونده دارید؟

 ایرادی که به پرونده ایشان از لحاظ حقوقی وارد است این است که وقتی ما اتهام محاربه به شخصی وارد می کنیم ، کما انکه در رای هم به صراحت آمده و وقتی قیام مسلحانه و اتهام محاربه را نسبت به شخصی تسری می دهیم مستلزم محاربه همراه داشتن اسلحه است خوب موکل من اگر اسلحه همراه نداشت تکلیف مشخص بود و اتهام ایشان می رفت درباب تبیلغ بر ضد نظام و حتی اتهامی هم متوجه شان نبود. اتهام مجدد نگهداری و همراه دشتن اسلحه جنگی غیر مجاز و مهمات هیچ گونه موضوعیتی در مورد موکل بنده ندارد. چون اتهام محاربه یک اتهام خیلی کلی تر، مطلق و وسیعتری است، که شامل تمام این مصادیق می شود. بالاخره وقتی قاضی اتهامی را در کیفر خواست می آورد، قاضی باید این موردرا اثبات بکند. یعنی اگر عقیده بر مجرمیت شخص دارند باید محکومش بکنند و اگر عقیده بر مجرمیت ندارد و دلایل کافی ندارد حتما باید یا رای برائت صادر بکند و یا رای عدم صلاحیت بدهد که هیچگونه تصمیمی دررای نسبت به این دو مورد دیگر گرفته نشده است. کما اینکه اتهام نگهداری اسلحه و مهمات در صلاحیت خود دادگاه انقلاب بود.

 همین دادگاهی که حکم اعدام برای موکل بنده صادر کرد و چون اتهام محاربه کلی در کیفر خواست امده بود لزومی نبود که اتهام اسلحه و مهمات هم زده شود. مگر نه اینکه باید این را در رای تصریح می کردند که آقا محاربه یک اتهام کلی است و اتهام دیگر موضوعیت ندارد و نسبت به تردد غیر مجاز هم حتما باید یک قرار عدم صلاحیتی می زدند به شایستگی دادگاههای عمومی انقلاب. این یک نکته که من ایراد اولم را از کیفر خواست شروع کردم و کیفر خواست صحیح نبود و باید اصلاح می شد و اگر نشده باید در رای تکلیف ان دو اتهام دیگر موکل بنده روشن می شد. است. آیا محاربه کلی است که دیگر اتهام نگهداری اسلحه اصلا لازم نبوده که این هم اصلا نیامده و برائت صادر نشده است و اگر کیفر خواست در این زمینه درست بوده پس چرا موکل من را به زندان محکوم نکرده اند بابت اسلحه و مهمات . این پرونده به نظر من وکیل آقای شیرکوه معارفی اینقدر هول هولکی رای صادر شده است و اینقدر بدون تحیقات بدون کنکاش و بدون نگرش تیزبینانه و خرد ورزانه رای صادر شده که ساده ترین اصول دادرسی فراموش شده است.

آقای رایزن شما می گوئید موکل شما تفهیم اتهام شده و چون هنگام بازداشت اسلحه داشته محارب شناخته شده است. برای این جرم در قوانین ایران چه مجازاتی در نظر گرفته شده است؟

ببینید این ماده 190 قانون مجازات اسلامی برای مجازات محاربه یعنی کسی که علیه حکومت اسلامی قیام می کند چهار مجازات را در نظر گرفته است اولین مجازات قتل یا همان اعدام است مجازات دوم آویختن به دار، که من نمی دانم فرق این دو چیست چون هر دو یکی است. سومین قطع دست راست و بعد پای چپ است و چهارمین مجازات که از همه مجازات های دیگرسبکتر است نفی بلد است یعنی همان تبعید! که باید تحت نگهداری و تدابیر ب باشد.

اگر بخواهیم واقع بینانه به قضیه نگاه کنیم و یک طرفه به قاضی نرویم و راضی برگردیم. اتهام موکل بنده تا حدود زیادی با ماده مندرج در ماده186 قانون تا حد زیادی همخوانی داشت . یعنی ایشان در آن شرایطی که دستگیر شدند اتهام محرب صدق می کند.

اما این مجازات به این سنگینی و با آن اوضاع و احوالی که موکل بنده دستگیر شده به هیچ عنوان همخوانی ندارد اصل 167 قانون اساسی و صراحتا قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب به کرات اشاره به این کرده اند که آرای دادگاه باید مستدل باشد یعنی متکی به دلیل باشد. اگر من به عنوان یک قاضی شما را محکوم می کنم حتما باید دلایل یقین خودم را در این رای بیاورم. مثلا شما را به سرقت متهم می کنم و مجازاتی هم می دهم باید بگویم که آیا این سرقتی که برای شما ثابت شده و بنده علم حاصل کردم چه شاهدی آمده شهادت داده چه اقراری روی پرونده بوده است و چه مدارکی دیگر روی پرونده بوده است.

 مگر موکل شما اقراری کرده مبنی بر اینکه قصد قیام داشته ؟

 باور بفرمایید بنده بیشتر از ده بار پرونده موکلم را مطالعه کرده ام تا حتی وقتی ابهام پیش می آمد پشت صفحات را هم نگاه می کردم و می گفتم شاید یک جایی اقراری از موکل و یا سندی باشد. خیلی جالب است که در رای آمده که با عنایت به اوضاع و احوال موجود گویا موکل بنده و سایرین برای ترور شخص خاصی به کشور وارد شده اند و موکل بنده موکدا هیچ اقراری در این زمینه نداشته است و در تمام مراحل تحقیق و بازجویی و دادگاه اظهار بی اطلاعی از هدف داشته است. کما اینکه ورود به ایران انها یک هدف تبلیغی بوده است. اینها یک عده بوده اند که آمده اند یک تعداد اعلامیه پخش کرده اند و برگشته اند و هیچ گونه هدف ترور براندازی و خراب کاری در کار نبوده است. موکل بنده اعلام کرده که از اول که من را فرستده اند من هیچ گونه اطلاعی از بازگشت به ایران نداشته ام و فقط ما را به عنوان یک نیرو با خود آورده اند. به صورت نمادین که مثلا مردم ببینند. و یک کار تبلیغاتی بوده است . در هیچ جای پرونده دلیل و مدرکی و اقراری مبنی بر اینکه موکل بنده برای ترور شخص خاصی وارد ایران شده ، نیست. جالب است استناد قاضی محترم که اعدام صادر کرده اند آیه سی و دو از سوره مبارکه مائده است که گفته جزای محارب اعدام است. باید گفت که همان قرآنی که ایشان به ان استناد کرده اند بیش از صد بار به حرمت خون مسلمان اشاره کرده است ، دماء الناس و دماء المسلمین، و اینکه هیچ کس نمی تواند به خون مسلمان تعرض کند. و به کرات گفته که خون مسلمان اینقدر عزیز است که باید این شرایط رعایت بشود. اما می بینیم که ما تا آنجا عدول کردیم که ظرف سه ماه دستگیری حکم اعدام صادر می کنیم و برای اینکه حکم خودمان را مشروعیت ببخشیم می آوریم که قرائن قوی و اوضاع و احوال موجود.

 این اوضاع و احوال موجود چیست که ما نمی دانیم. خوب اگر اوضاع و احوال مشخصی است خوب در پرونده بیاورید که وکیل به آن دسترسی داشته باشد. در هیچ جای پرونده به وکیل من تفهیم نشد که شما برای ترور چه کسی آمده بودید و چرا می خواستید ترور کنید.

من رای را که خواندم تعجب کردم که این دیگر از کجا امد که برای ترور امده اصلا تروری در کار نبوده. گویا برای مشروعیت بخشیدن به رای به این موضوع اشاره کردند در خالی که گفتند. آقای قاضی برای حکم به این سنگینی یعنی اعدام دلایل خود را در پرونده منکعس کنید که ما هم دسترسی داشته باشیم و ببینم. مخالفت صریح این رای با اصل 167 قانون اساسی است. که هیچ گونه دلیلی در این راستا ارائه نشده مستدل نیست و این رای قابلیت نقض دارد. در رای چند جا اشاره شده که اقرار خود متهم . خوب این می تواند ما را هدایت کند که اقرارهای متهم را پرونده بخوانیم و حکم صادر کنیم. قاضی محترم گویا از اقرارهای متهم آن قسمت را پسندیده اند که به ضرر متهم بوده است. یعنی مخالفت صریح با اصول مسلم دادرسی که تاکید بر تفسیر به نفع متهم دارد و اینکه در تفسیر قوانین جزایی نباید سلیقه ای عمل کرد، و قاضی در مقام مجری عدالت باید از قانون جوری تفسیر کند که به نفع متهم باشد. موکل من در تمام مراحل تحقیق و دادرسی همکاری موثر داشته است. هر کس این پروندهرا بخواند متوجه می شود که موکل من چه شرایطی داشته است قبل از دستگیری و اصلا رضایت داشته که برگردد به کشور خودش. و لی خوب یک جبری آنجا حاکم بوده است . اما اقرارهای موکل بنده را مجزا و تفکیک کرده اند و آن چیزی را که به ضرر او بوده به عنوان اقرار از آن نام برده اند. این رای نباید صادر می شد. این ذهن خشن نباید در این رای آورده می شد .متاسفانه دقت نکردند و بعد از یک جلسه دادرسی سریعا حکم اعدام صادر شده است. موکل بنده فاقد هر گونه سابقه کیفری بوده اند و اگر پرونده را به دقت می خواندند و شرایطی که موکل من وادار شده به خارج از کشوربرود رامی فهمیدند،شاید اینطور نمیشد. همین جبر اجتماعی اینها را وادار کرده. همین اجتماعی که ما در آن زندگی می کنیم مقصر است.

 شما اشاره کردید چند بار به شرایط خاص  شیرکوه معارفی موکلتون مگر او تحت چه شرایطی از ایران خارج شده است؟

این آقا به خاطر بیکاری فقر و جمعیت زیاد خانواده وادار شده که به امید پناهنده شدن به یک کشور اروپایی و بهشت رویایی که همه در سر می پرورانند برود و دچار بشود به این وضعیت. این ماده 186: دقیقا عنوان ماده این است که هر گروه یا جمعیت متشکل که در برابر حکومت اسلامی قیام مسلحانه بکند مادامی که مرکزیت آن باقی است تمام اعضا و هواداران آن که موضع آن جمعیت یا گروه را می دانند.... دقت کنید می گوید موضع را بدانند! این خیلی مهم است! قاضی باید به این ها توجه کند. عرض کردم کلمه کلمه قانون می تواند سرنوشت یک دادرسی را عوض بکند. موکل بنده یک انسان کم سواد است. سواد به معنای مجازی یعنی اینکه شما تفکر آن سازمان را قبول داشته باشید. شما اعتقاد قلبی داشته باشید به یک سازمان که عضوش بشوید. سوال این است که آقای قاضی واقعا احراز کردند که موکل بنده واقعا تفکر آن سازمان را قبول دارد؟ اگر این واقعا ثابت نشود اتهام موکل بنده از اعتبار ساقط می شود و می رود درباب تعزیرات . حالا اقدام علیه امنیت ملی یا تبلیغ علیه نظام یا هر کدام. موکل بنده به هیچ وجه موضع آن سازمان را نمی دانسته، مرام نامه آن سازمان را قبول ندارد.

 بله متوجه شدم شما می گوئید به مواضع این حزب (کومله )کاملا آشنا نبوده اصلا شغل موکل شما چیست و چطورشد که به عضویت این گروه درآمد؟

ببینید در این منطقه یک شرایط خاصی حاکم است که اکثرا جوانان کم سواد و بی بضاعت و عمدتا خانواده هایی که مشکلات زیادی دارند و بامشکل فقر دست و پنجه نرم می کنند به دلیل بیکاری بی تجربگی و سایر مشکلات روحی و عاطفی و اقتصادی وادار می شوند که برای پیدا کردن کار به کردستان عراق بروند. ایشان از یک خانواده یازده نفره برای پیدا کردن کار به عراق می رود. شغل واقعی خودش شیرینی پزی بوده .یعنی قناد است. به کشور عراق می روند و یک شرایطی در آنجا حاکم است که از افرادی که برای پیدا کردن کار به انجا می روند یک کارتی به نام لاینگر (کارت هواداری) درخواست می شود. از طرف حکومت منطقه ای کردستان این کارت خواسته میشود واین کارت توسط احزاب اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران صادر می شود. موکل من فقط برای دریافت این کارت وارد قرارگاه کومله می شود . به او می گویند که باید در یک کلاس هایی شرکت کنی بعد این کارت را به تو می دهیم . ناچار می شود در این کلاسها شرکت بکند تا کارت را بگیرد. برای تمدید ماهیانه این کار ایشان ناگزیر بوده که هر ماه مراجعه کند. در اولین و آخرین ماموریت ایشان را نگه می دارند و نمی گذارند که برگردد. هر چند که در رای به همان قراین قوی استناد کرده اند یک بار دیگر آمده که ما می دانیم این قراین قوی چیست؟ اما او اصلا نیامده بوده. در حالی هم که به ایشان گفته بودند که برگردد به ایران برای کار تبلیغی. ایشان قبول نمی کند. اما وادارش می کنند. این شرایط جوان ها را وادار می کند که از این منطقه بروند به کشور عراق به این امید که جذب جایی بشوند و قابلیت های خود را نشان دهند و بتوانند از طریق این سکو های پرش( اگر اسمش را بگذاریم) پناهندگی در کشورهای اروپایی را بگیرند. شما اخرین بار کی موکل خودرا دیده اید؟ در مرحله تحقیق اقتضا می کند که اگر به شخصی ملاقات داده بشود با یک شخصیت امکان دارد که یک اطلاعاتی را به بیرون انتقال بدهد که این عرف دادرسی است هر چند کا ما در قانون نداریم که کسی را ممنوع الملاقات بکنند. اما خوب الان تحقیقات کامل شده است. بنده به عنوان وکیل یک بار با ایشان ملاقات کردم و ایشان در زندان هستند. به چه علتی این ممنوع الملاقات بودن ایشان لغو نمی شود و خانواده موکل اجازه ملاقات با موکل را پیدا نمی کنند. رای که صادر شده و بالاتر از سیاهی که رنگی نیست و رای اعدام صادر کرده اید. پرونده در دسترس وکیل هست. اگر وکیل می تواند به این پرونده دسترسی پیدا کند و امکان افشای اطلاعات باشدکه خوب بنده هم می توان بکنم. دیگر چرا ممنوع الملاقات بودن موکل بنده همچنان حادث است و خیلی شرایط سختی برای بنده است. موکل بنده اگر بخواهد با من از زندان تماس بگیرد حتما باید شماره من را به زندانیان بدهد که شما می توانید بروید داخل حیاط و با وکیل من تماس بگیرید. این شرایط درستی نیست. کسی که به اتهام محاربه حکم اعدام برایش صادر شده حداقل بگذاریم یک شرایطی برایش فراهم بشود که بتواند دسترسی به اطرافیان خودش داشته باشد. شاید یک کارهایی داشته باشد.

 آقای رایزن الان این حکمی که دادگاه انقلاب صادر کرده ایا این شانس هست که برود در مراحل تجدید نظر ویا مراجع بالاتر یا اینکه....

بله .رای که بیست روز بعد از ابلاغ قابل تجدید نظر است. این نکته را هم من عرض بکنم که این رای خیلی عجیب صادر شده و هیچ گونه تحقیق و کنکاشی نشده است. قانون اصلاحیه تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب تصریح کرده که مرجع تجدید نظر در آرائی که مجازات اعدام صادر کرده ، دیوان عالی کشور است. یعنی نظر به این که یک قاضی به تنهایی نمی تواند تشخیص به حکم اعدام بدهد، منوط کرده اند که 5 تا 6 قاضی دیگر هم این بررسی بکنند و در صورت امکان تایید کنند. ما در رای می بینیم با تبعیت از همان صلاحیت ذاتی که به دادگاه های انقلاب داده شده ، ظرف بیست روز قابل اعتراض در محاکم تجدید نظر استان دانسته اند. یعنی با تبعیت از همین ماده قانونی در صلاحیت دادگاه تجدید نظر دانسته اند. در حالی که تجدید نظری که ما می دهیم فی الواقع باید برود به دیوان عالی کشور.

این که آیا امیدی هست؟ باید از قضات محترمی که در مقام تجدید نظرخواهی به پرونده رسیدگی می کنند ،بپرسید. ما سعی خودمان را می کنیم انشالله بنده لایحه ای آماده کرده ام باز هم روی این لایحه کار خواهم کرد و سعی می کنیم که این مجازات را نقض بکنیم. هرتصمیمی که دادگاه بالاتر اتخاذ بکنند قطعا تصمیمی هست که ایشان گرفته اند و بنده در مقام دفاع حرفهای خودم را می زنم

نظرخواهی

١   فرهنگ 23:18:17 10.01.2009
بنده با شناختی که از متهم و خانواده ایشان دارم واینکه نامبرده اصلااز سیاست به صورت کلی بدون خبر و فردی بی سواد می باشد و در کشور عراق تنها به کار کارگری شیرینی پزی مشغول بوده است حکم صادره را کاملا غیر اسلامی و مردود میدانم و قاضی پرونده باید از داغدار نمودن پدر و مادری که هیچوقت غیر از خدا پرستی و انجام امورات انسانی و بی ازاری تعلل ننموده اند و همواره از خانواده های مفید و مقید به ارمانهای والای انسانی بوده اند پرهیز مینمود

نام
ایمیل
متن
وب سایت تهیه از انعکاس نظر هایی که به فرد یا افرادی توهین شده باشد وپیام هایی که آدرس فرستنده مشخص نیست، معذور است

چاپ کنید    برای دوستان خود بفرستید

414

RSS FEAD Layout by Raheleh Asgarizadeh | Programming by behrang alavi | copyright 2007/2008 Shirin Famili, info@tahieh.net LOGIN